فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

348

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

مىگسارى پرداختند . سراسر اين قسمت پل كه رو به شرق داشت از ظهر به بعد در معرض شعاع آفتاب قرار گرفت اما بادى كه از طرفين پل وارد غرفه‌ها مىشد هوا را خنك مىكرد . در طرف ديگر پل كه آفتاب عمودى مىتابيد براى سايه افكندن چادرهائى برافراشته بودند . چون اين قسمت هنگام صبح بسيار خنك‌تر از طرف ديگر بود گروه كثيرى از درباريان و خارجيان در آنجا جا گرفته بودند از جمله انگليسها كه چنان كه گفته‌ايم آنها را در شمار سفرا به حساب مىآوردند . هنگامى كه سفير اسپانيا به غرفهء شاه رسيد دو زن از روسبيانى كه در اين‌گونه مجالس تفريحى از آنها استفاده مىكنند و معمولا در حضور شاه مىرقصند نيز حضور داشتند . اين زنها براى آنكه موجبات تفريح شاه را فراهم كنند با سفير لاهور و سفير بلخ گفتگو مىكردند و شاه از اين حالت سخت مشعوف بود . اما بمحض آنكه سفير اسپانيا در كنار شاه نشست وى با خنده آنها را از پيش خود راند و فرمان داد كه به ديگر روسبيانى كه در خارج مجلس بودند ملحق شوند . در اين حالت به كسانىكه نزد وى بودند گفت سفير اسپانيا در سن و سالى است كه اين گونه تفريحات و معاشرت با زنها را دوست نمىدارد . پس از آن رو به سفير كرد و گفت بيش از اين ما را گول نزن ، و مىخواست نتيجه بگيرد كه آنچه سفير را از اين تفريحات مىرماند پارسائى نيست . از اين جهت به وى گفت صادقانه اقرار كنيد كه علت اين امر ناتوانى جنسى و كبر سن است ، و در حالىكه اين سخن را مىگفت خودش و دو سفير ديگر خنده سر دادند . چون از سال گذشته كه سفير در قزوين بود شاه عادت كرده بود كه او را بدينسان ريشخند كند سفير همان جواب را كه پيش از آن به دو داده بود تكرار كرد و گفت ميزبان ارجمندش حق دارد زيرا معمولا اين گونه پرهيز و كف‌نفس بيش از آنكه ارادى و پارسايانه باشد مولود ناتوانى است . و پس از آنكه بار ديگر عقيدهء شاه را دربارهء سالخوردگى خودش مورد تصديق قرار داد افزود كه اگرچه در اين موقع كه شاه قصد تفريح دارد انگيزه‌هاى